گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
مقدمهء مترجم 14
كورشنامه ( فارسى )
هيچگونه تصوير يا مجسمهاى از كزنوفون بهدست نيامده ولى عموم مورخان معتقدند كه در صباحت منظر و برازندگى اندام و وجاهت صورى و معنوى سرآمد اقران بوده است . او را مانند كريتياس « 1 » و آلكيبيادس « 2 » كه افلاطون رخسار زيبا و اندام موزونشان را ستوده است توصيف نمودهاند . منتها زيبايى و جمال جسمانىاش مرادف با صفاى باطنى و خلوص عقيدت است كه در سرتاسر نوشتههايش عيان و محرز است . دو پسرش بهنام گريلوس و ديودور « 3 » تربيت اسپارتى يافتند . هر دو در مبارزهء مانتينه « 4 » مشاركت كردند . ديودور از سفر رزمى به سلامت مراجعت كرد ولى گريلوس شجاعانه در سوارهنظام جنگيد و پس از مجروح ساختن اپامى نونداس « 5 » به خاك هلاك افتاد « 6 » . گويند چون خبر مرگ فرزند دلبندش را به او دادند مشغول اهداى قربانى بود و تاجى از گل بر سر داشت . پدر از شنيدن خبر شوم تاج گل را به علامت عزا از سر برداشت ولى چون به او گفتند كه فرزندش دليرانه در ميدان جنگ شهيد شد ، تاج را دوباره بر سر گذاشت و بدون زارى و ندبه ، با شكيبايى قابل تحسينى كه خاص روحهاى بزرگ و باعظمت است ، زمزمهكنان مىگفت : « من مىدانستم كه پسرم فناپذير است » . اين است آنچه از حيات اين سرباز حكيم و مورخ نامى از روايات و اقوال مختلف مستفاد مىشود . « 7 » افلاطون و كزنوفون دو نفر از بهترين مريدان صميمى و باتقوا و ارجمند سقراط بودند ، زندگانى هر دو آيينهاى است از پاكى و صفاى باطن و آنچه از خود براى اسلاف خويش باقى گذاشتند ، از جمله زيباترين و پرمغزترين آثارى است كه فكر و عشق و موهبت به انسان تفويض نموده است . در واقع آثار كزنوفون گرچه آن شور و عمق و جذابيت آثار افلاطون را ندارد اما بسيار متنوع و ممتاز است . پنج اثر فلسفى او عبارت است از : خاطرات سقراط ، اقتصاد ، خطابهء دفاعيهء سقراط ، وليمه و هيرون ؛ و به حق تعليم و تربيت كورش يا سيروپدى يا كورشنامه را نيز بايد به آن اضافه كرد . چهار تأليف اولى در مدح و ثناى سقراط است . افلاطون نيز استاد خود را منشأ افاضات فلسفى قرار داد اما به قول تالبوت : « افلاطون از سقراط آغاز كرد تا به قلل شامخ زيبايى و ايدئال انسانيت وصول يافت ، و حال آن كه ايدئال كزنوفون خود سقراط بود و به خود سقراط محدود ماند » . افلاطون از حكمت سقراط آغاز كرد و به منتها درجهء آمال و ايدئال انسانيت عروج يافت و
--> ( 1 ) . Critias ( 2 ) . Alcibiades ( 3 ) . Grillus و Diodore ( 4 ) . Mantinee ( 5 ) . Epamynondas ( 6 ) . پلوتارك ، تاريخ حيات مردان نامى ، جلد دوم . ( 7 ) . قسمت اعظم شرح حيات كزنوفون اقتباس از شرحى است كه تالبوت مترجم معروف كزنوفون ، تنظيم نموده و ما متن فرانسوى آن را به فارسى درآوردهايم .